حكيم زجاجى
1136
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
اگر نان و دوشاب بسپرد نيز * چنان گشت گيتى به چشمش عزيز اگر عبرتى گيرى اين جاى گير * بدينگونه شد بخت آن شاه پير يكى چشم بگشاى و اندر نگر * مخور از پى مال خون جگر چو در جمع اين كار بشتافتم * سپارم به تو آنچ من يافتم جهاندار سنجر به سنجارزاد * ز هفتاد و نه سال كردند ياد بر از چار صد بود مولود شاه * كه سنجر ز مادر جدا شد به راه در اين خاكدان عمر آن بىهمال * ز هفتاد بودست بر سر دو سال دو ده سال بد در نشابور شاه * سر منجقش برگذشته ز ماه ز تأثير اجرام و دور فلك * ره سلطنت رفت تا شصت و يك وزيرش ز اول . . . بد نظام * دوم بو المحاسن بزرگ همام وزير سيم نامبرده شهاب * كه نزد سران بود با جاه و آب بود چارمينش طغار بگ « 1 » وزير * كه چون او نبد زير چرخ اثير بد از كاشغر آن سرافراز مرد * به همت بر از گنبد لاژورد ابو طاهرش بود پنجم وزير * جوانى سرافراز بود و خطير از آن كرد سررشتهء عقل گم * كه اصل سرافراز بودى ز قم مهين مختص كاشيش نيز بود * كه دستور باهمت و تيز بود دگر طاهر ناصرش « 2 » بد وزير * جوانى سرافراز بود و خطير
--> ( 1 ) و بعد از عزل طغار بيگ او را از رى به مرو طلبيده خلعت وزارت پوشانيد . حبيب السير ، 2 / 513 . ( 2 ) وزراى سنجر بدين قرار بودند : فخر الملك مظفر بن نظام الملك صدر الدين محمد بن فخر الملك شهاب الاسلام عبد الدوام ابو طاهر سعد بن على بن عيسى قمى كاشغرى معين الدين مختص الملك ابو نصر احمد بن فضل بن محمود نصير الدين ابو القاسم محمود بن ابى توبه مروزى قوام الدين ابو القاسم درگزينى ظهير الدين عبد العزيز حامدى ناصر الدين طاهر بن فخر الملك . تاريخ دولت سلجوقيان